اقبال يغمايى ( گردآورنده )

68

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

خوب و رفتار زشت كسانى كه به نوبهء خود هرچندى قائد يك قوم و پيشاهنگ يك طايفه و قبيله بوده‌اند آن جنگ بىپايان و آن جام جهان‌نما آشكار نموده و ذره‌اى را از مدنظر فراموش ننموده است . و بزرگان دنيا و آنان كه در طريق فداكارى و دفاع از نواميس مليت خود در مدت زندگانى رنجها برده و خونها خورده‌اند ، يا بالاخره اجراى مقصود و انجام مطلوب خود را با خون گلو معاوضه نموده‌اند ، اگر در به دو امر عمليات آنها داراى جلوهء صورى نبوده است ، روحانيت و معنويت اقدام افعال آنان در نزديك‌ترين زمانى به حكم آنچه تاريخ از رنج و تعب ايشان در مقابل اعلاى كلمه حقه ثبت نموده و تجسم يافته و قدر آن افعال و اعمال را به حكميت و قضاوت آتيه محول داشته و چندان‌كه اخلاف ناگزير از اداى حق و تقدير كردار اسلاف گرديده است . چنان كه يگانه گوهر ذى قيمتى را كه امروز خاك بروجرد در كنار گرفته و آن بدن طيب مرحوم مبرور آقا سيد جمال الدين همدانى شهير به اصفهانى طاب الله ثراه و جعل الجنة مثواه مىباشد با صدماتى كه در زمان حيات خود تحمل نموده ، و در آخر امر در اثر سوء القضا به دست جان شكاران محوطهء شوم استبداد جان سپرد ما دام الحيات براى بيدارى اولاد وطن خود ، و رهانيدن آن بيچارگان از چنگال گرگان آدم‌خوار خوددارى نكرده آنچه را بايد گفت ، نگفته نگذاشت ، و هيچگونه سد محكمى را قابل اعتنا نشمرده ، چنان كه مىبينيم اگر مختصر زمانى به سبب باقى ماندن زباله‌هاى دورهء مشئوم خود - سرى نام ناميش مستور ، و قبر ساميش غير معمور ماند پس از هيجده سال كه از شهادت او مىگذرد فداكاريهاى آن وجود گرانبها منظور نظر آمده و امروز به همت مجمعى از اشخاص با حس حقيقت‌شناس اين جمعيت تشكيل ، و اين اساس تجليل مرتب آمده ، و در مقام تعمير قبر و تعظيم قدر آن بزرگوار برآمده‌اند ، و اگر خود آن مرحوم نتايج زحمات خود را نديد ، روان مطهرش از غرفات جنان ناظر اين داستان ، و با لبى خندان به برادران خود خطاب و جامعهء ايرانى را طرف تكلم قرار داده ، و زبان روحش به اين مقال مترنم است كه :